|
در جوامع ما این عقیده مورد قبول همگان بوده که عشق همچون
کالایی است و در برابر عشق ورزی انتظار داشته ایم که حتما متقابل با آن
از کسی که نسبت به او ابراز عشق و علاقه می نماییم، متقابلا چیزی (عشق
و یا ...) را دریافت کنیم، و با وجود اینکه با احترام از عشق لیلی و
مجنون و شیرین و فرهاد یاد می نماییم، لذا در واقع عشق فرهاد نسبت به
شیرین را عملا حماقتی از سر جهل به شمار می آوریم. بر اساس گفته ی
یکی از بزرگان، اگر ارزش آدمی بر اساس پذیرش دیگری باشد، این ارزش و
اعتبار متعلق به دیگری است، نه شخصی که مورد پذیرش واقع شده است. حسی که مشروط به
پذیرش دیگری برانگیخته شود و در صورت عدم پذیرش، آمیخته با یأس و احساس
شکست و ناامیدی گردد، می تواند تظاهری از عشق باشد، اما در واقع عشق
نیست. یک عاشق برای جلب
رضایت معشوقش تلاش می نماید، اما وجود موانع فردی، موانع مشترک، موانع
خانوادگی و اجتماعی نه تنها باعث کم رنگ شدن و از میان رفتن عشقش نمی
شود، بلکه انگیزه ی بیشتر و بهتری را موجب می گردد تا بر سعی و کوشش
هدفمندانه ی خود افزوده و مسیر بهتری را با گام های موثرتری و با سرعت
و جهش، در راستای رشد و تعالی و موفقیت، در ابعاد گوناگون زندگی خویش،
بپیماید. |