مرکز بزرگ اینترنتی حمایت از عشاق ایران  - saideh.com

 

 

 

 

 

تـبـلـیـغـات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی خدمات جهانی

 

 

 

 

آمار بازدید از سایت

لوگوی وب سایت

 

مرکز بزرگ اینترنتی حمایت از عشاق ایران - saideh.com

 

 

مقابله با موانع درونی و برونی عاشق

توجه:

   مطالب موجود در این بخش بر اساس تراوشات ذهنی و تجارب مدیر وب سایت می باشد. قابل ذکر است که اخذ و اقتباس آن در صورت وجود منابع دیگر به هیچ وجه آگاهانه صورت نگرفته و هرگونه مشابهات احتمالی، کاملا اتفاقی می باشد.

 نقل و اقتباس مطالب این وب سایت، با ذکر مأخذ و منبع، کاملا آزاد و بلامانع است.

 

موانع فردی: منظور موانعی است که یک فرد عاشق به تنهایی ممکن است متحمل شود. و در اینجا سعی شده راههای مقابله با این موانع درونی و برونی، تبیین گردد.

 

مقابله با موانع فردی عشاق

 

1- تعهد  (انتشار: 12/8/85 خورشیدی)

2- قدرت ابراز احساسات و عواطف  (انتشار: 19/8/85 خورشیدی)

3- پذیرش سختی و مشکلات و ایثار (انتشار: 26/8/85 خورشیدی)

4- عشق نامشروط  (انتشار: 3/9/85 خورشیدی)

5- عشق یک طرفه ی رشد دهنده و تعالی بخش (انتشار: 10/9/85 خورشیدی)

6- عشق دوطرفه ی آرامش دهنده (انتشار: 17/9/85 خورشیدی)

 

3- پذیرش سختی و مشکلات و ایثار

(مبارزه ی عشق و اصل وفاداری، فداکاری و ایثار در عشق)

   انسان های موفق به انتظار شرایط بهتر، زمان مناسب تر، شانس و یا انتخاب های مجدد و عالی تر، دست روی دست نمی گذارند. یک انسان موفق هیچ گاه برای رسیدن به معشوق، زندگی و عشق ورزی خود را به رکود نمی کشاند تا اینکه خدا کند شرایط بدون تلاش مهیا شود. یک انسان فهمیده در انتظار فرا رسیدن زمان مناسبی که شاید هیچ گاه فرا  نرسد، زندگی خود را تباه نمی کند. یک عاقل هیچ گاه پشتیبانش شانس و امید به برآورده شدن آرزویی بدون شناخت و برنامه ریزی و تلاش نیست.

   همانطور که می دانید عشق می تواند متمرکز بر وجود یا روح کل (خدا) و یا تمرکز یافته بر استعدادها و توانایی ها و نیز برخواسته از محبتی مقدس و الهی نسبت به معشوقی انسانی باشد.

   من شاید در صدها رشته ی مختلف و گاه متضاد استعداد دارم. به بسیاری علاقه مندم و در برخی دیگر که شاید چندان مورد علاقه ی من هم نباشد، تجربه و مهارتی داشته باشم. از صدها رشته بگذریم. فرض کنیم من می خواهم در بیست رشته ی مختلف فعالیت نمایم و در همه ی آنها به موفقیت برسم. خوب مثلا من می گویم در زمینه علوم آزمایشگاهی، سیم کشی ساختمان، طراحی وب سایت، ادیان و مذاهب، معرق کاری، نویسند گی، بازیگری، فلسفه، روان شناسی، هیپنوتیزم، فرا روان شناسی و ... استعداد دارم و در همه آنها فعالیت می کنم و می خواهم در همه ی آنها موفقیتی کسب نمایم. به نظر تو آیا این درست است که من به صرف اینکه در رشته های مختلف استعداد دارم و یا به بسیاری از آنها علاقه مندم، عمیقا خودم را درگیر همه ی آنها نمایم و در نهایت نتوانم در هیچ یک به کمال مطلوب برسم؟ در اینجا منظور این نیست که باید یکی از استعدادهایم را انتخاب نمایم و استعدادهای دیگرم را بخشکانم. من می توانم چند کار مهم انجام دهم. یکی اینکه نقاط مشترک استعدادهای خودم را به تنهایی و یا توسط مشاورین و متخصصین مربوطه کشف کنم. سپس مهمترین اهداف موفقیت خودم را بر پایه یکی یا دو سه تا از با ارزش ترین استعدادهایم  برنامه ریزی کنم. و دیگر استعداد و علایق را حاشیه قرار داده و به عنوان تنوع و تأثیرات مثبتی که به طور غیر مستقیم بر روحیه و شخصیت و نیز رشد و پیشرفت نامحسوس یا آشکار بر روی استعدادها و اهداف اصلی دارند، می توانم هر از چند گاهی به آنها بپردازم. مثلا 20% از اوقات و امکانات و ... را صرف استعداد و علایق گوناگونم نمایم و 80% بقیه را بر روی اهداف و استعداد یا چند استعداد ارزشمندترم، سرمایه گذاری کنم.

   در جریان روابط و عشق انسانی هم لازم است به موارد مشابهی توجه کنیم. من ممکن است به انسان های زیادی علاقه مند و یا بی علاقه نباشم. و شاید در طول زمان برخی از این علاقه ها محو و یا انسان های تازه ای به مجموعه ی انسان های مورد علاقه ام افزوده شوند. همچنین ممکن است من استعداد و توانایی آن را داشته باشم که با صدها نفر روابط فکری، اعتقادی، جنسی و احساسی داشته باشم. در اینجا لازم است این پرسش مطرح شود که آیا من با صدها رابطه می توانم در هیچ کدام از این رابطه ها به موفقیت برسم؟ فرض کنیم من می خواهم با افرادی که نظام های فکری و یا اعتقادی بسیار متفاوت از هم دارند، بنشینم و اوقات و امکانات بسیاری را به این کار اختصاص دهم و ذهنم را تا حد امکان با تعمق در آنها مشغول نمایم. آیا امکان دارد روزها و هفته ها بتوانم با چند نفر و در راستای چند خط فکری و نظام اعتقادی به بحث بنشینم و مطالعه کنم و سخنرانی کنم و سرمایه گذاری نمایم و ... و در نهایت در شناخت تمامی آنها موفقیتی بدست آورم؟ بهتر آن است یکی و یا حداکثر دو سه تا. حال از نظر جنسی ... . برخی کثرت روابط جنسی برای آنها در حکم صدها علایق و استعدادی است که شاید هر روز اندکی خود را با آن مشغول کنند. انسان های ناموفق استعداد و علایق خود را متمرکز نمی کنند و در کل نمی دانند که مهمترین و با ارزش ترین استعداد و توانایی هایشان چیست و اهداف اصلی زند گی خود را تعیین نمی نمایند. آنها گمان می کنند در صورتی که به صدها استعداد و علاقه ی خود کمابیش با دید یکسانی نگاه کنند به افرادی همچون ارسطو و بوعلی سینا و راضی و خیام و ... بدل می شوند. در صورتی که این در شرایط امروزی صادق نیست. مثلا بوعلی سینا در دانسته های معمولی زمان خود همه فن حریف نبود، بلکه در ارایه ی علومی نو موفقیت هایی کسب نمود. و مطمئنا رشته های مورد فعالیت هر کدام 20 و 30 و صدها رشته نبوده و مهم تر اینکه زمینه های فعالیت آنها در آن زمان همانند اکنون تخصصی نبود و همه به نوعی به هم نزدیک و یا در اصل به هم مربوط می شدند. پس ما چگونه انتظار داریم با دانسته های عمومی از راه ده ها و صدها رشته ی تخصصی که گاه بسیار از هم دورند و حتی با هم متضادند، و بدون تلاش خاصی به موفقیت برسیم. موضوع کثرت روابط جنسی هم کمابیش مشابه آن است. حتی روابط جنسی با یک نفر تخصصی می خواهد که تمام زندگی را باید بر روی آن بگذاریم. کسی با حل کردن جدول سوالات فیزیک نمی تواند ادعا کند که به سطح دانش و تجارب و نظریه پردازی انشتین رسیده است. همچنین هیچ کسی هم نمی تواند تصور کند که اگر با صدها نفر رابطه ی جنسی برقرار کرد، اصلا بتواند بفهمد نیروی جنسی چیست.

   کثرت روابط جنسی حد و حدودی نمی تواند داشته باشد و بجز ضربات روحی ای که گاه ممکن است پیش آید، نمی تواند واقعا ارضا کننده باشد. آدمی به جایی می رسد که همچون انواع و اقسام مارک های مواد غذایی و خوراکی، می خواهد روابط جنسی با انسان های نامحدودی را تجربه کند. در اینجا شاید بگوییم که انسان متمرکز بر یک استعداد و آنهم نیروی جنسی اش می باشد. پس مشکل کجاست. بله درست است ظاهرا استعداد و توانایی در اینجا یکی است، اما سرمایه گذاری بر روی علایق نامحدود (ظاهرا محدود) است. یعنی به این می ماند که یک جنگل مصنوعی (خودساخته و نوپا) در اختیار ما باشد که ما برخی از درختان را یک بار و یا چند مرتبه آبیاری کنیم و پس از آن، رهایش کنیم و دوباره یکی دو بار درخت دیگری را آبیاری نماییم و رهایش کنیم و سالها به این کار ادامه دهیم. خوب در این شرایط هم درخت ها احتمال دارند بخشکند و هم سرمایه گذاری ما، نه تنها ثمره ای نداشته، بلکه سرمایه ی ما را هم از ما می گیرد.

   پس روابط جنسی فقط برای یک لذت آنی نیست، بلکه مهم تر یک سرمایه گذاری برای آینده است و باید این رابطه عمیق تر و گسترده تر و اثربخش تر شود. با کثرت روابط جنسی آدم فقط از سطحی ترین مراتب این نیرو بیش تر نصیب نمی برد.

    شما نور معمولی خورشید را با قدرت نور متمرکز شده ی خورشید در پشت ذره بین مقایسه کنید. یک تکه کاغذ (ترجیحا سیاه) هنگامی که نور متمرکز خورشید بر روی آن می تابد، در عرض کمتر از یک دقیقه آتش می گیرد و می سوزد و حال آنکه همان کاغذ باید بیش از چند هزار سال در زیر نور معمولی و غیر متمرکز آفتاب باشد تا این چنین اثری را بر کاغذ اعمال نماید.

   اثر کثرت روابط جنسی هم بدین گونه است، کاملا عادی و فوق العاده کم اثر، در عوض نیرو و رابطه ی جنسی متمرکز، می تواند قدرت و اثر گذاری غیر قابل تصوری داشته باشد و نیز لذت فوق العاده بالایی را هم بدنبال آورد. البته هر کسی که با یک نفر در ارتباط جنسی است شاید رابطه اش متمرکز نباشد، شاید این نیرو به اندازه ی یک نقطه و یا یک نفر باشد که این هم از نظر قدرت و لذت و ... با کثرت روابط جنسی فرقی ندارد. و نیروی جنسی هم هنگامی می تواند متمرکز شود که بر احساسات و عواطف منطبق گردد. همچنین امکان دارد که نیروی جنسی ما گاهی متمرکز و گاهی غیر متمرکز و پراکنده باشد. در این صورت رابطه ی متمرکز ما قبل از آنکه به سرور و نبوغ جنسی و سکس قلبی که قدرت آن همچون انرژی هسته ای در مقابل انرژی یک شعله است، متوقف شده و دوباره اگر بخواهیم رابطه ی متمرکز را به جایی که بوده برسانیم، باید دوباره تمرکز را از صفر آغاز نماییم.

   تمرکز جنسی فقط در لذت اندکی و یا ظاهرا ارضا شدنی که ارضا شدن عمیق و واقعی را برای ما به یک آرزوی دست نایافتنی تبدیل می کند، خلاصه نمی شود.

 

ادامه مطلب ...