|
یکی از مهمترین موانع طلوع و رشد و تعالی عشق، متعهد نبودن نسبت
به عشق (عشق عشاق، عشق الهی و یا عشق ناشی از استعداد و نبوغ)، و یا
تظاهر به تعهد می باشد.
مثلا اگر من نتوانم در مقابل معشوقم تعهدی نداشته باشم و
یا در ظاهر نسبت به
آن متعهد باشم و در واقع روابط غیر متعهدانه
ی دیگری هم داشته باشم، بدین
معنی است که من قادر به درک اثر زیاد "تعهد" برای موفقیت در عشق و
زندگی نیستم و نمی توانم باطنا متعهد باشم. کسی که نسبت به
خودش یا دیگری (زبانی یا عملی) متعهد می گردد و به راحتی حاضر است (با
خواست قلبی خود)عهد و پیمان را زیر پا نهد، هیچ گاه نمی تواند واقعا
نسبت به کسی قلبا متعهد گردد و یا عهد و پیمانی را که با خود بسته،
واقعا جامه
ی عمل بپوشاند. تعهد به معنی در
بند و قفس نیست. تعهد نشانه ای از استحکام شخصیت یک انسان است. هنگامی
که فردی برای شکوفایی استعدادهایش نسبت به خود متعهد می گردد، روزی در
شمار یکی از نوابغ و دانشمندان برجسته
ی جهانی قرار می گیرد. آنگاه که
عشق، دو انسان را به عاشق و معشوق مبدل می سازد، اهمیتی ندارد که معشوق
تعهدش را بشکند و خود سد راه رشد و تعالی و موفقیت خویش شود، یک عاشق
همیشه متعهد است و این تعهد حتی اگر نتواند سد خود ساخته
ی معشوق را بشکند، لیکن سدهایی
فراتر و مستحکم تر از آن را خواهد شکست. و شاید یک عاشق در واقع بتواند
سد معشوق را بشکند، لیکن عاشق کسی نیست که با زور سد معشوق را بشکند،
باید به معشوق فرصت دهد که خود آگاهانه و با اشتیاق سد تعهد را فرو
ریزد و این انتظار از سوی یک عاشق ممکن است خیلی به طول انجامد، لیکن
با قلبی همیشه متعهد و عاشق و وجودی رو به سوی رشد و تعالی و موفقیت،
در نهایت امکان پذیر است.
|