مرکز بزرگ اینترنتی حمایت از عشاق ایران  - saideh.com

 

 

 

 

 

تـبـلـیـغـات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی خدمات جهانی

 

 

 

 

آمار بازدید از سایت

لوگوی وب سایت

 

مرکز بزرگ اینترنتی حمایت از عشاق ایران - saideh.com

 

 

مبارزه با موانع مشترک میان عشاق

توجه:

   مطالب موجود در این بخش بر اساس تراوشات ذهنی و تجارب مدیر وب سایت می باشد. قابل ذکر است که اخذ و اقتباس آن در صورت وجود منابع دیگر به هیچ وجه آگاهانه صورت نگرفته و هرگونه مشابهات احتمالی، کاملا اتفاقی می باشد.

 نقل و اقتباس مطالب این وب سایت، با ذکر مأخذ و منبع، کاملا آزاد و بلامانع است.

 

موانع مشترک: موانعی که ممکن است عشاق (دو نفر عاشق و معشوق)، در دام آنها گرفتار شوند، که در اینجا تلاش ما بر آن است که راه حل مبارزه با این موانع بیان شود.

 

مقابله با موانع میان عاشق و معشوق

 

1- مذهب عشاق یگانه است، هم دوستی و انسان دوستی  (انتشار: 26/8/85 خورشیدی)

2-  عشق خمیر مایه ی نژاد یگانه ی عشاق است. (انتشار: 3/9/85 خورشیدی)

3- زبان جهانی عشاق، همدلی و ادراکی فراتر از قدرت کلمات است. (انتشار: 10/9/85 خورشیدی)

4- شهرت عشاق در جهان پهناور درونشان و ثروتشان در بهشت لایتناهی قلبشان است. (انتشار: 17/9/85 خورشیدی)

5- بالاترین دانش عشاق، قدرت درک عظمت وجود همدیگر است.  (انتشار: 24/9/85 خورشیدی)

6- منطقه ی مشترک جغرافیایی عشاق، کائناتی است به پهنای قلبشان (انتشار: 1/10/85 خورشیدی)

 

6- منطقه ی مشترک جغرافیایی عشاق، کائناتی است به پهنای قلبشان

   اگر از نظر طبیعی (و واقعی) به جهان بنگریم، در کل کره ی زمین بجز مرزهایی که دریا و خشکی را از هم جدا می کنند، حد و مرز دیگری همچون تقسیمات ملی - مذهبی ندارد. فرضا دو شهر، بر خلاف تقسیمات ظاهری، دو جزء از یک منطقه اند و همان گونه که این دو شهر می توانند تجزیه شده و به چندین شهر دیگر تقسیم گردند، به همان صورت هم می توانند با هم تلفیق شده و یک شهر واحد را به وجود آورند.

   کثرت تقسیمات، مرز اجتماعی ما را مشخص می کند نه اختلاف و مرز واقعی و طبیعی را. همچنین یکپارچگی واقعی و تبدیل چند شهر به یک شهر، نشانگر محو مرزهای اجتماعی اذهان و گسترش مرزهای اجتماعی در راستای پذیرش مرزهای واقعی و طبیعی است که باعث همبستگی، نزدیکی و یگانگی بیشتر ما می گردد.

   همانند موضوع مرزهای جغرافیایی که بر پایه ی نظام های اعتقادی، فکری و نژادی ما شکل گرفته اند، ما بصورت فردی هم دارای مرزهای روحی، اعتقادی، فکری، احساسی، جسمانی و محدوده ی متعلقاتمان می باشیم.

   هنگامی که از نظر روحی بتوانیم با فرد و یا افراد دیگری پیوند یافته و هماهنگ تر گردیم، متعالی تر شده و آنگاه که افکارمان با اذهان دیگران مشارکت می نماید، وسعت اندیشه می یابیم و لحظه ای که از نظر احساسی و عاطفی، مرز قلب و وجودمان شکسته شود (عشق لیلی و مجنون یا فرهاد برای شیرین) و یا آگاهانه این مرز را بشکنیم (عشق و انسان دوستی)، احساسات و عواطف ما وسعت یافته و در راستای پذیرش یگانگی که باعث شکوفایی عشق نامشروط و آزاد و نامحدود می گردد، بهشت یگانه ی وجود خود و دیگران را با تمام وجود درک می نماییم. و در این شرایط درمی یابیم که عشاق با وجود احترام به اعتقادات و قوانین مورد پذیرش اجتماع؛ تنها مرزی که محدوده ی جغرافیایی آنها را مشخص می کند، قلبشان است که آنهم دربر گیرنده ی محدوده ای است به پهنای کل کائنات.