|
زبان وسیله ای ارتباطی برای عموم است. اگر ما بخواهیم نیازها، توانایی
ها، احساسات و افکار خود و دیگران را بیان کنیم، معمولا از زبان
استفاده می نماییم، اما در واقع تأثیرات کلام ما، ناشی از نگاه و حرکات
و لحن بیان ما می باشد.
صرف بیان کلمات (همانند یک رُبات)، مجموعه ای از تعدادی واژه است که
همچون یک صدای تکرار شونده (مثل صدای رفت و آمد اتومبیل و ...) در کل
توجه ما را جلب نمی کند، (بجای بیان کلمات می بایست احساسات و اندیشه
هایمان را بیان نماییم.)
فرض کنیم شما می خواهید یک غذای خوشمزه که متشکل از سبزی و ادویه جات و
... است را آماده نمایید. آیا تا هنگامی که این مواد به اندازه کافی و
متناسب با هم ترکیب نشوند، می توان خوراک خوشمزه ای تهیه نمود و آیا در
صورتی که بجای مخلوط و پخته شدن، به تنهایی خورده شوند، می توان از آن
به عنوان غذایی یاد کرد که می بایست از مخلوط شدن متناسب آنها و پخته
شدنشان، تهیه می شد؟ بله صرف بیان کلمات و جملات هم، همانند بکارگیری
مواد ارتباطی مجزا، ناهماهنگ و آماده نشده ای است.
جهت بیان و ارتباط موثر لازم است که کلمات و جملاتمان را هماهنگ و
متناسب با عمیق ترین احساسات و اندیشه هایمان درآمیخته و شاهد حرکات و
نگاه گویا و موثر خویش در بیان و ارتباط با دیگران باشیم.
همچون ظروف مختلفی که مواد در آن ریخته می شوند و غذا و خوراکی هایمان
را در آن تهیه می نماییم، چندان مهم نیست که احساسات و اندیشه های ما
با چه زبانی بیان می شوند (البته با در نظر گرفتن وفاداری و ارزشمندی
ادبیات ملی).
ظرف بیان (زبان کلامی) دو عاشق و معشوق شاید نسبت به هم متفاوت باشند،
اما در آن ظروف متفاوت (با دو زبان مختلف)، مواد مشابهی ریخته می شود
(اندیشه ها و احساسات یگانه ای توسط هر دو زبان عیان و بیان می گردد).
و چه بسا دو ظرف مختلف (دو زبان متفاوت) موجب تنوع و تسریع در پخت و پز
ما گردند (باعث تنوع و وسعت اندیشه و احساس و نیز تکامل و رشد و تعالی
و موفقیت بیشتر و بهتر ما در زندگی فردی و مشترک شوند.)
هنگامی که عشاق، با اکسیر عشق، بجای نفی زبان متفاوت همدیگر، هر کدام
خود را صاحب دو زبان می داند و در واقع زبان و ادبیات یکدیگر را مکمل
زبان و ادبیات خود به شمار می آورند، آنگاه مرز و محدودیت های کلامی کم
رنگ و محو شده و بهترین راه ارتباطی عشاق، همدلی و ادراکی فراتر از
قدرت کلمات خواهد بود و نه تنها با الهام و تله پاتی به تبادل عمیق
ترین احساسات و اندیشه هایشان می پردازند، که با تک تک سلولها و ذرات
وجودشان با هم در ارتباط می باشند. و این همان نیروی هسته ای سکس قلبی
در مقابل نیرو و گرمای یک شعله ی کوچک سکس جنسی است. |