مرکز بزرگ اینترنتی حمایت از عشاق ایران  - saideh.com

 

 

 

 

 

تـبـلـیـغـات

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معرفی خدمات جهانی

 

 

 

 

آمار بازدید از سایت

لوگوی وب سایت

 

مرکز بزرگ اینترنتی حمایت از عشاق ایران - saideh.com

 

 

مبارزه با موانع مشترک میان عشاق

توجه:

   مطالب موجود در این بخش بر اساس تراوشات ذهنی و تجارب مدیر وب سایت می باشد. قابل ذکر است که اخذ و اقتباس آن در صورت وجود منابع دیگر به هیچ وجه آگاهانه صورت نگرفته و هرگونه مشابهات احتمالی، کاملا اتفاقی می باشد.

 نقل و اقتباس مطالب این وب سایت، با ذکر مأخذ و منبع، کاملا آزاد و بلامانع است.

 

موانع مشترک: موانعی که ممکن است عشاق (دو نفر عاشق و معشوق)، در دام آنها گرفتار شوند، که در اینجا تلاش ما بر آن است که راه حل مبارزه با این موانع بیان شود.

 

مقابله با موانع میان عاشق و معشوق

 

1- مذهب عشاق یگانه است، هم دوستی و انسان دوستی  (انتشار: 26/8/85 خورشیدی)

2- عشق خمیر مایه ی نژاد یگانه ی عشاق است. (انتشار: 3/9/85 خورشیدی)

3- زبان جهانی عشاق، همدلی و ادراکی فراتر از قدرت کلمات است. (انتشار: 10/9/85 خورشیدی)

4- شهرت عشاق در جهان پهناور درونشان و ثروتشان در بهشت لایتناهی قلبشان است. (انتشار: 17/9/85 خورشیدی)

5- بالاترین دانش عشاق، قدرت درک عظمت وجود همدیگر است.  (انتشار: 24/9/85 خورشیدی)

6- منطقه ی مشترک جغرافیایی عشاق، کائناتی است به پهنای قلبشان (انتشار: 1/10/85 خورشیدی)

 

1- مذهب عشاق یگانه است، هم دوستی و انسان دوستی

   اهداف ادیان و مذاهب، بازگشت انسان به یگانگی و خویشتن خویش است. دین و مذهب، برخلاف ظاهری که پیروان زبانی آنها نشان می دهند، مایه تفرقه و تکفیر و تعصب کورکورانه نیست.

   پیروان واقعی مذاهب و ادیان گوناگون در حالی که عملا (نه ظاهرا) در راستای تعالی خود و دیگران تلاش می نمایند و به مرور که حس بازگشت به خویشتن خویش، بیشتر در وجودشان تقویت می شود، به حس یگانگی و مسیری واحد در راستای هدفی مشترک می رسند. در این مرحله ظاهر اعمال و گفتار، چندان اهمیتی ندارد و آنچه که واقعا مهم است، احساس و اعتقاد و مسیر حرکت و هدفی مشترک (نه مشابه)، می باشد.

   عشق نیرویی است که راه مستقیمی را رو به بازگشت آدمی به سوی خویشتن واقعی خویش، می نمایاند و در همان نقطه ای که دو عارف از دو مذهب متفاوت می توانند به یگانگی برسند و یا آدمی توان آن را می یابد که استعدادهای ویژه اش را شکوفا و نبوغش را متجلی نماید، در همان نقطه هم دو نفر عاشق و معشوق در آن سوی محدودیت و اختلافات ظاهری، یگانگی همدیگر را درک می نمایند و درگاه قلب معشوق، رو به سوی افق خویشتن واقعی عاشق، گشوده می شود.

   عشاق در ظاهر می توانند دین و مذهب جداگانه ای داشته باشند و در این شرایط با وجود عشقی عمیق، حق دارند استقلال فردی، اعتقادی و فکری خود را هم حفظ نمایند.

   عشقی که استقلال یکی از طرفین را نفی کند، عشقی که با نفی و تحمیل دین و مذهب خود به دیگری پایدار بماند، در واقع عشق نیست.

   زیبایی عشق در پیوند قلبی و روحی دو همجنس نیست. زیبایی عشق در یگانگی دو نفر از دو جنس متفاوت است. هر کدام از زن و مرد دو جهان کاملا متفاوت و گاه متضادند. زن و مرد هم از نظر جسمانی و هم از نظر روحی، عاطفی و احساسی و حتی از نظر طرز اندیشه، با هم تفاوت های چشم گیری دارند.

   عشق میان زن و مرد یعنی ارتباط و پیوند دو جهان متضاد. و در صورتی که زیبایی و شکوه عشق در پیوند دو جهان متضاد است، پس اگر در مسیر رشد و تعالی باشیم، این دو جهان هر چقدر متفاوت تر و متضادتر باشند، جذابیت و عشق میان زن و مرد هم می تواند عمق و اوج بیشتری بیابد. و مسیر عشاق برای خلاقیت در پیوند و نبوغ احساسی، به رشد و کمالی فراتر از حد تصور می رسد.