|
در ایران، شهرهای
بزرگ به نسبت شهرهای کوچکتر، از امکانات و رشد اقتصادی بیشتری
برخوردارند و در آنها خانواده های مرفه بیشتری دیده می شود.
در ایران تفکری بر
جوامع حاکم است که بسیاری از مردم در شهرهای بزرگ، با توجه به اینکه به
منابع مادی و رفاهی و اطلاعاتی و ... بیشتر و بهتری دسترسی دارند، خود
را برتر از مردم شهرهای کوچکتر تصور می نمایند و حتی این اعتقاد چنان
شدت گرفته که اکثریت افراد و خانواده.هایی که از شهری کوچکتر به شهری
بزرگتر نقل مکان می کنند، گمان می کنند که بر فرهنگ و دانایی و شعورشان
افزوده شده و گاهی هم ممکن است به چشم بخورد که حتی بر دیگر همشهریان
ساکن شهر خودشان، فخر فروشی نمایند.
متأسفانه بسیاری از ما
گمان می کنیم که اگر کمیت زیاد باشد، در نتیجه می بایست کیفیت هم بیشتر
شود اما غافلیم که لزوما واقعیت اینگونه نیست.
این یک تفکر احمقانه
است که فردی اگر در یک شهر بزرگ تر زندگی می کند، می تواند واقعا رشد
بهتر و بیشتری هم داشته باشد. به همان صورت هم افرادی هستند که امکان
دارد در کتابخانه.ی شخصی خودشان هزاران کتاب داشته باشند، لیکن در طول
ماهها لای کتابی را باز نکنند و چه بسیار افرادی که توانایی خرید و
داشتن کتابهای گوناگون را ندارند ولی با قرض و امانت گرفتن و ...، در
طول سال صدها کتاب را مطالعه نموده و از مطالب آن بهره مند نیز شوند.
ذکر این مطلب لازم است
که، افرادی که در جاهای محروم تر زندگی می کنند، هم می توانند در
جایگاه مردمان مرفه تر شهرهای بزرگ قرار گیرند و هم در شرایط محرومیت به
زندگی عادی خود ادامه دهند. اما بسیاری از افراد ساکن شهرهای بزرگ و
نیز مرفه، قادر به زندگی در شرایط محرومیت نیستند.
در اینجا باید گفت که
این اهمیتی ندارد که در شرایط مطلوب، عملکرد عادی داشته باشیم، بلکه
هنر این است که در محرومیت و شرایط نامطلوب، کارآیی کافی و چه بسا خوب
داشته باشیم. که بر این اساس اگر لازم باشد از برتر بودن ساکنین شهرهای
گوناگون سخنی رانده شود، افرادی برترند که در شهر و شرایط محروم
کارآیی، عملکرد و موفقیتی برابر با افراد ساکن شهرهای بزرگ که از
امکانات و اختیارات بیشتر و بهتری بهره مندند، دارند.
خانواده های بسیاری
بوده و هستند که با توجه به توهمات ذهنی خود و تلقینات نامعقول اجتماع،
مانع رسیدن عاشق و معشوقی به هم می شوند، تنها به این دلیل که خیال می
کنند فرزندشان و یا در کل خانواده.ی
آنها با توجه به وسعت شهر و محل سکونت شان، برترند و طرف مقابل که عاشق
یا معشوق فرزندشان است، با توجه به کوچکی و امکانات کم تر شهر و محل
سکونت شان، پست.تر
و بی فرهنگ تر و نادان ترند، و این در حالی است که واقعیت چیزی غیر از
این است و این تفکرات بچه گانه که بدلیل رشد نیافتگی ذهنی و وجود عقده
های حقارت در ما اوج گرفته، می.تواند
همراه با رشد عقلانی جامعه و پرورش بیشتر مهر و انسان دوستی، متعادل
گردد، در غیر اینصورت در جوامع خود شاهد ظهور خانواده و انسان هایی
خواهیم بود که بخاطر جنون خود بزرگ بینی، نه تنها عشق میان دو انسان را
محکوم می نمایند، بلکه به راحتی وجود دیگرانی را که دوست ندارند باشند
را محکوم می نمایند و رأی به نبودنشان می دهند و چه بسا خانواده هایی
عیان شوند و جرئت نمایند که اگر کسی از شهری کوچک تر و با امکانات کم
تر عاشق فرزندشان شود، نه تنها عشق او و فرزندشان را محکوم کنند،
بلکه پنهان یا آشکار، زندگی و وجودش را از هستی ساقط نمایند و تحقق این
موضوع در اجتماعی که پر از خانواده هایی است که عشق تنها در توهماتشان
می گنجد و گوشت و پوستشان مملو از عشق ستیزی است، به دور از انتظار و
مایه ی تعجب نخواهد بود.
*********************************
راه حل مقابله با
موانع ناشی از
اختلاف کمی و کیفی سرزمین و شهر محل سکونت (درایران)
|
1- به
خود بزرگ بینی خانواده ی معشوقتان، توجهی ننموده و از ارزش و اعتبار
خود به عنوان یک انسان دفاع نمایید. |
|
2-
در مورد موقعیت و شهر و امکانات گوناگون محل سکونت معشوقتان، اطلاعات
کافی کسب نمایید. |
|
3-
با بی اهمیت پنداشتن نظرات منفی خانواده ی معشوقتان، به ابراز عشق و
علاقه و دفاع از حق خود برای دوست داشتن، بپردازید. |
جهت همفکری و مشاوره، لطفا مشروح
مشکلات خود را در این رابطه، به پست الکترونیک
info@oshagheiran.com
ارسال و یا از طریق
یاهو مسنجر
با ما در میان گذارید.
|