بیکران
(انتشار: 10/3/87 خورشیدی)
ساعتی اندر غم خون خوردگان
خاکستان،
آن دل بر کفانه نشسته ...
در قلب خاکی مه رویان،
خفته بر خاک ...
خسته از جان ...
رو به آسمان بکر بی باک،
سر بر چمن نرم نمناک،
موج سواری بر نسیم مواج
عشق،
هوایی از عطر خوش آمدنت،
هوشیار خفتهی بیدار ...
بیکران در هوش و جان،
لحظه ای عشق و شور و
شیدایی ...
فدای هر لحظهی مردهی بی
جان.