در پی
عشقت
(انتشار: 20/2/87 خورشیدی)
خاک راهت ...
غبار خستهی بر گِل نشسته،
در پی قدم های نقش بسته،
مهر جانت بر دل خاکی این
جان خسته،
بوسه هایی بر ره پاهای
مستانه رفته ...
در پی عشقی ...
که جان و روحم در آمیخته
...
دل در طلب ناز نگاهت سوخته
...
و جان به نسیم آمدنت بر
افروخته،
که تویی مستی و هستی و
عشقی ...
که جمله جان و تنم بر خاک
پایش همگی خاک گشته ...