|
حس نوشته های زير، شعر و يا ابيات ادبي نيست و بجز تراوشات دروني و
احساس قلبی من(رئوف خلیل آقایی) نسبت به روح و جان معشوق عزیزم، منبع و مأخذ ديگري ندارد.
ممکن است نظرات تو در مورد اين حس نوشته
ها، از مثبت به منفي و يا از منفي به مثبت، متغير باشد.
در هر صورت اين هديه
ای است هفتگی، به محبوبم و بس.
خاکم از خاکت
(انتشار: 24/9/85 خورشیدی)
ای درخشش
عظمت نور الهی ...
ای روشنایی
بخش چشم های خواب آلودم،
ای نگاه مِه
گرفته در نور،
عطر وجودت
مرا مست و روی چو ماهت،
شوق بودنم
با تو را با شور نگاهت درآمیزد ... نَفَس تنگ و سینه ام سنگ،
دلم گرفته
بی تو،
تنهایم،
خسته ...
قلبم،
پریشان
خوابی دیده بی تو،
چراغی، نوری
...
آرام و
ساکت،
بی تو بر
بادم،
همچو شقایق،
پرکشم من،
تا به آسمان،
تا که
ببینم، روح روی تو ...
رودی آرامم
در پشت این سد،
بشکنم روزی،
سد را هر چه هست،
ریزم برایت
آنگاه که آیی ...
خونم به
پایت،
قطره قطره
خون، قطره قطره اشک ...
شویم راهت،
آبی چو دریا،
سرابی صحرا،
در دل عشقت،
آنگاه که
دریا همچون تو دریاست.
منم موجی،
عشقی ِز دریا،
آرامشی چند،
قطره ای
گردم ، آبی از دریا، ...
مشتی خاک
... بیدارم، بیدار ...
دیدارم تو و
چشمانم فریاد،
من بیارامم
همچو خود در خاک ...
سر زیر
پایت،
خاکم از
خاکت،
روحم فدایت
...
|