در راه
عشق
(انتشار: 23/1/87 خورشیدی)
جمعه شب است و در یاد تو
حیران،
موجی است ز تمنای وصال توی
جانان،
در راه مانده از درماندگی
...
در راهت ماندهام با عشق
بسی،
از لحظهی عشق و شور و
شیدایی،
در یادم و در راهم و در
اوجم گهی،
پوشیده بماند مستی صورت
دلدار دمی ...
لیک در دل یاری صورت مستم
شاد،
زان لحظهی عشق و عهد و
جان ...
در راه بوده و هستم و
خواهم فریاد،
زین معجزهی عشق و صبر و
شکوه ...
تا ابد ...
جان فداتم، خاک پاتم ...
خاک.