بی نام
(انتشار: 19/5/86 خورشیدی)
گرمای مهر آتشینت،
روح حیران از حرارت وجودت،
رخت از کالبد افتاده بر شن
زار قدم هایت ...
بدر آورد،
و جان سوخته در هوایت را
...
با شنا در دریای نگاهت،
التیام بخشد.
بین زمین و آسمان،
در گهواره ی مواج عشق،
زیر نور این زمان ...
در لحظه ای سکوت،
ابری در چهره و اشکی از
آسمان،
نسیمی از عشق تو ...
بر روی این جسد،
بُرده از یاد من ...
تن و روح و وطن،
مرگ، سکوت، تولد ...
این عشق و جان تو،
آزاد و رها،
بی نام و بی جان،
بی خاک و بی زبان ...