عشق و امید
(انتشار:
21/2/86 خورشیدی)
مستم بی تو و دریایی چند ...
عشقی در موج و شوری چند
...
نسیمی از نفست،
کاسه ای از اشکت،
کویری از خاکت،
گرمای وجودت در لحظه های
سرد،
خانه بر دوش ...
خُنکی روح تو در سوزش
وجود،
شیفته و شیدا و حیرانم،
خسته و مه گرفته بی تو ...
ای تو ...
قله ی عشق و امید من،
دستان سرد و مه گرفته ام
را ...
و چشمان تاریک و بی فروغم
را ...
عشق و روشنایی بخش.
تا که از خاکت،
تا آسمانت را ...
گل افشانی،
و روحم را در زیر قامتت
...
از جان بدر،
و آزاد و رها کنم ...