|
حس نوشته های زير، شعر و يا ابيات ادبي نيست و بجز تراوشات دروني و
احساس قلبی من(رئوف خلیل آقایی) نسبت به روح و جان معشوق عزیزم، منبع و مأخذ ديگري ندارد.
ممکن است نظرات تو در مورد اين حس نوشته
ها، از مثبت به منفي و يا از منفي به مثبت، متغير باشد.
در هر صورت اين هديه
ای است هفتگی، به محبوبم و بس.
لحظه
ی عشق
(انتشار: 15/10/85 خورشیدی)
لحظات زندگی درگذرند ...
ثانیه از پس ثانیه و دقیقه پشت دقیقه
...
زمان زیادی را فدی ترسِ از هم، نمودیم،
و لحظاتی ...
امید به ظهور عشقی از تو در آینده ای
نیامدنی ...
عُمری مملو از خاطرات اسارت گذشته
و توهم ترس،
و سالهیی در آرزوی گنج بی رنج ...
آه چه روزهایی بود آن روزها
و چه روزهایی که تکرار روزهای قبلم
بود.
یک نکته را می توان دریافت ...
دقایق قبلم یک خواب بود
و دقایق بعدم یک رویا ...
لحظه ی گذشته مُرده است ...
و لحظه ی آینده شکل نیافته ...
عشق تو زنده است ...
عشقت فقط در زندگیم متجلی است.
در گذشته ای که مُرده است،
عشق نیست.
و از عشق تو
جز خاطره ای محو شده،
چیزی در قلب نیست ...
عشق تو در آینده،
توهمی بیش نیست.
عشقت در زندگانی هست
نه در آرزو و امید به زندگانی ...
حیات را لحظه ای بیش نیست.
و این همان لحظه ی اکنون است.
لحظه ای که هست ...
فارغ از بوده ها و نبوده ها
و آزاد از مرگ و تولد ...
این لحظه ی بودن است
و سرور و حیات و زندگانی ...
و این لحظه
ی عشق به تو است ...
|