|
حس نوشته های زیر، شعر و یا ابیات ادبی نیست و بجز تراوشات درونی و
احساس قلبی من(رئوف خلیل آقایی) نسبت به روح و جان معشوق عزیزم، منبع و مأخذ دیگری ندارد.
ممکن است نظرات تو در مورد این حس نوشته
ها، از مثبت به منفی و یا از منفی به مثبت، متغیر باشد.
در هر صورت این هدیه
ای است هفتگی، به محبوبم و بس.
عشق و
نور
(انتشار: 1/6/87 خورشیدی)
عشق نور است ...
قلبی پریشان است ...
دل در جفای جانان است ...
بی مهر تابان است ...
رونده و روان است ...
شعله ای در تاریکی ...
گرما در زمستان است ...
شوری در اوج محنت ...
عشق ...
چو شمع سوختن ...
و نوری در چشم و جان
محبوبان است.
مُهر
عشق
(انتشار: 19/5/87 خورشیدی)
نسیم نفس های آسمانی،
شمیم صبحگاه جاودانی،
نجوای قلبهای بهاری،
بُرده از یادم ...
تن و هوش فانی،
به مهر عاشقانه ی مجنون
...
دمی با عشوه و ناز است
لیلی،
که گر عشقبازی است امشب،
لیک فرهاد ...
در اوج عرش عشاق است ...
دمی در قلوب دل شکستگان
...
گهی سر در مهر فرشتگان ...
که تا عشق است و جان هست و
قلبی ...
نام فرهاد ...
مُهر عرش عشق و ...
نور چشم و رمز رهایی
دیدگان است ...
ساده
زیستن
(انتشار: 5/5/87 خورشیدی)
عاشقانه در پی افلاک دویدن
...
با پرتو عشقت رهیدن ...
کز محنت روزگار جهیدن ...
تا در این سیر در انوار
...
با دل و جان سوختن،
خوش در این شادی مستانه بر
خاک ...
به از این ناجی ره برده از
یاد،
با تو هستم، بی قرارم
فریاد،
روح و جانم در عشق تو گم
باد،
خاک پاکت ...
با خاک تنم، ساده بر باد
...
|