|
در ایران با وجود
موانع فراوان برای عشق ورزی و گاه عشق ستیزی برخی از افراد خانواده و
جامعه، متاسفانه نه تنها این موضوع از سوی عموم انکار می شود بلکه
عواقب و اثرات واقعا مخرب و ویرانگر آن از سوی اندیشمندان و افراد
آگاهتر هم نادیده گرفته شده و بی اهمیت تلقی می گردد.
در ایران ما از اعتیاد
و قتل و خودکشی و کلاهبرداری و عواطف دروغین سخن می گوییم ولی جرئت
نداریم از ریشه های بسیاری از این گونه معضلات خانوادگی و اجتماعی
کلامی بر زبان آوریم.
ما در نهایت کوته فکری
انتظار داریم با بریدن شاخه های درخت نابسامانیها و معضلات اجتماعی،
درخت این معضلات را از ریشه بخشکانیم و آیا با از میان بردن معلول، علت
باید از بین برود؟
مثلا در مورد پیشگیری
از خودکشی ممکن است (هر چند محدود) اقداماتی دیده شود، لیکن این
پیشگیری در نهایت تاسف (در کل) مربوط به معلول و رشد ظاهری این معضل
است و این نوع پیشگیریها فقط همانند مُسکنی است که ما را بیش از پیش از
ریشه های واقعی معضلات خانوادگی و اجتماعی خود غافل و نسبت به آن بی
توجه می نماید.
فرضا افراد بسیاری که
بخاطر موانع و عدم پشتیبانی خانواده و اجتماع در رابطه با عشق ورزی خود
به نوعی احساس پوچ انگاری زندگی رسیده اند و با مصرف مواد مخدر سعی در
فراموش نمودن نیاز عاطفی شدید خود دارند و این مواد را مُسکنی برای
تسکین زخم های عمیق روحی و روانی خود به شمار می آورند، آیا ترک اعتیاد
واقعا درمان آنها است و آیا مراکز (به اصطلاح) ترک اعتیاد بهتر نیست با
پرداختن به ریشه و علت این معضل و سنجیدن نیرو و توان واقعی خود، سپس
ادعای درمان اعتیاد را داشته باشند و یا خاموش بمانند؟
در این بخش مطالبی در
مورد عواقب ناشی از عشق ستیزی اثرات منفی و موانع گوناگون خانوادگی و
اجتماعی عشاق بررسی شده (در حد امکان) معرفی و بیان می گردد، هر چند که
اندیشمندان و نخبگان و اندیشمندان ما در خواب و یا نسبت به کشف و بیان
و حل ریشه های اصلی بسیاری از معضلات اجتماعی ما بی احساس و بی تفاوت
باشند.
|